این دل غمگین من
چشم بیدار تورا باید دید
چنگ به گیسوی تو باید می زد
گلی از باغ دلم بحر تو باید می چید
این دل غمگین من
شوق دیدار تو را باید داشت
ای کاش خدا وند
گل باغ دلم در دلت می کاشت
ای کاش می دانستی
ز شوق دیدار رد پایت در خوابم
همچون برق
روزم را شب می گردانم
که شاید امشب...
که شاید امشب درخواب
زبوی رویت مست گردم
شاید.........
اما چه خوش است فکر شایدها و بایدها.


