تبليغاتX
مسافر

مسافر
 
جگر شیر نداری سفر عشق مرو

 این دل غمگین من

چشم بیدار تورا باید دید

چنگ به گیسوی تو باید می زد

گلی از باغ دلم بحر تو باید می چید

 این دل غمگین من

شوق دیدار تو را باید داشت

ای کاش خدا وند

گل باغ دلم در دلت می کاشت

ای کاش می دانستی

ز شوق دیدار رد پایت در خوابم

همچون برق

روزم را شب می گردانم

که شاید امشب...

که شاید امشب درخواب

زبوی رویت مست گردم

شاید.........

اما چه خوش است فکر شایدها و بایدها.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 بهمن1389 توسط هادی محمدی
امروز یه مطلبی شنیدم که خیلی به دلم نشست؛ البته ما از این قبیل بیانات ازطرف ائمه اطهار و پیامبرمون زیاد داریم ولی باز خیلی جالب بود،اون هم این بود ((خیلی از آدمها واسه بارش بارون به بالای کوه می رند برای دعا کردن و نماز خوندن، اما فقط اونهایی اعتقاد دارن که با خودشون چطر می برن))...
نوشته شده در تاريخ جمعه 15 بهمن1389 توسط هادی محمدی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ